قادر حيدرى فسايى

62

شرح مضموني كفاية الأصول ( فارسى )

قوله : « و قد انقدح . . . » . جواب از دليل دوم : بعد از اينكه در جواب از دليل اول معلوم شد كه مناط وجوب مقدمه در كليه مقدمات ( موصله و غير موصله ) موجود است ، جواب از دليل دوم روشن مىشود و آن اينكه چنان‌كه تصريح آمر به عدم اراده مقدمه‌ى موصله صحيح نيست تصريح آمر به عدم اراده غير مقدمه‌ى موصله نيز صحيح نيست چون مناط وجوب ( تمكن از اتيان به ذى المقدمه ) در هردو مقدمه بدون تفاوت موجود است . بله بين مقدمه‌ى موصله و غير موصله اين تفاوت هست كه در اولى واجب نفسى و ذى المقدمه موجود مىشود ولى در دومى موجود نمىشود ولى وجود و عدم وجود ذى المقدمه مربوط به حسن اختيار و سوء اختيار مكلّف در ايجاد و ترك ذى المقدمه است و ربطى به وجوب مقدمه و مناط وجوب او ندارد . نكته : « 1 » مقدمه بر دو نوع است : 1 ) مقدمه‌ى موصله : مقدمه‌اى است كه ذى المقدمه بر آن مترتب مىشود و بعد از آن وجود پيدا مىكند . مثل اجراء صيغه عتق نسبت به عتق . بعد از انجام مقدمه‌ى موصله از ناحيه‌ى مكلّف ، براى آمر جايز است تصريح نمايد به اينكه مطلوب نفسى ( عتق مثلا ) حاصل شد . 2 ) مقدمه‌ى غير موصله : مقدمه‌اى است كه ذى المقدمه بر آن مترتب نمىشود و بعد از آن وجود پيدا نمىكند . مثل سير به حجّ نسبت به حج . بعد از انجام مقدمه و انجام نگرفتن ذى المقدمه از ناحيه مكلّف ، سه تصريح زير از ناحيه آمر جايز است . الف ) براى آمر جايز است تصريح نمايد به اينكه مطلوب نفسى ( حج مثلا ) حاصل نشده است . ب ) براى آمر جايز است تصريح نمايد به اينكه مطلوب اصلا ( مطلوب نفسى و مطلوب غيرى ) حاصل نشده است . چون التفات و توجه آمر به واجب نفسى و ذى

--> ( 1 ) - اين نكته با عبارت « و جاز للآمر . . . » بيان شده است .